خرید بک لینک

درباره سایت

خاطرات شیرین زندگی کودکانه

باسلام خدمت دوستان گلم خیلی خوش اومدید به وبلاگ خودتون امیدوارم که تونسته باشم با داستانهای خنده دارو واقعی بخنندونتمتون راستی عزیزانم نظریادتون نره خوشحال میشم منو بانظراتون خوشحال تر کنید از دوستانی که میخوان باهم تبادل لینک داشته باشن منو به عنوان خاطرات شیرین زندگی کودکانه لینک کنند بعد بیان بگن به چه اسمی ثبتشون کنم موفق باشید دوستان خوبم اینم اایمیلمه خواستید میتونید اد کنید[email protected]

سلام

اول یه بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس واسه مخاطب خاص ؟؟؟ نه بابا شوخی بود  واسه هموتونه

امروز صبح پس از یه جمعه تخ ماتیک و رویاییی ساعت 6 و 40 دقیقه بیدار شدم... شبش اصلا نخوابیدم... یکی از دوستام  یه مشکلی داشت ... منم که رفیق باز ،مهربون ،گل ،اخر جاده معرفت (خودشیفتگی رو داری؟)تو فکر این بودم.. ایشالله که حل میشه...خلاصه بیدار شدیمو به سمت جبهه های حق علیه مشتری مداری شتافتیم.. (اینقدری که رییس مون این کلمه رو گفته حالت تهوع گرفتیم به مولا)خلاصه صبح من 3 مسیر با تاکسی  تا شعبه راه دارم. که حدود 20 دقیقه ای طول میکشه...رسیدم سر خیابون هنو خودمو پیدا نکرده بودم و داشتم ته مونده خمیازه صبح گاهی رو میکشیدم که یه تاکسی نورانی با رنگ طلایی کنارم واستاد ..ینی میخواستم از پنجره برم تو ، بس که ذوق کردم !

برچسب: اتوبوس,بوس بوس,بوس بوس , نویسنده: علیرضا تاريخ: چهارشنبه 24 مهر 1392 ساعت: 21:03

سلام

دنیای عجیبیه

اکثر ما عقلمون به چشمونه

گاهی از کسایی که انتظار داری چنان نامردی در حقت میکنن که دلت میشکنه

گاهی هم از کسایی که اصلا انتظار نداری یه خیری میرسه که شرمنده شون میشی

برچسب: مردی و نامردی, نویسنده: علیرضا تاريخ: چهارشنبه 24 مهر 1392 ساعت: 20:51


وقتی چاره ای نمی ماند!


وقتی فقط میتوانی بگویی


هرچه باداباد


حتی اگر دل کوه هم داشته باشی


گریه ات میگیرد …
 

برچسب: نویسنده: علیرضا تاريخ: سه شنبه 2 مهر 1392 ساعت: 21:06

صفحه بندی